210.این چند روز!
پنجشنبه با خاله مونا و امیر اینا رفتیم رستوران چایباغ تو ونک ... غذاش عالی بود ... خلاصه خوش گذشت ... جمعه شب رفتیم خونه ی خاله مریم ... زیر لب آمیتیس یه دونه زده که خوب بعضی وقتا میزنه و تحویلش نگرفتم! شب تا 5:15 نخوابیدی! به زودر خوابیدی دوباره 6 بیدار شدی :(( به زوووووووووووور خوابیدی و دوباره 9 با جییییییییییییییییغ بیدار شدی:( دیگه زنگ زدم به مامانی اومد دنبالمون ... تنت داغ بود ولی نه هماهنگ! دست و پات داغ بود سرت نه! و برعکس!!! خلاصه زنگ زدم به دکتر گفت اگه حالش بهتر نشد عصری بیارش ... و عصری رفتیم ... ویروس دست و پا و دهان گرفتی مامان! قحطی مریضی بود؟؟؟ کف دست و کف پا و داخل دهنت پر از دونه س ! طفلی بمیرم برات:( درد داره دهنت و همش ج...








